سيد علي اكبر قرشي

32

قاموس قرآن ( فارسي )

سايه افكنده كه پاره هاى ظلمت آن شما را مىپوشاند . * ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه . . . ) * بقره : 144 . اين كلمه پنج بار در قرآن مجيد آمده است بقره آيات 144 ، 149 ، 150 . اگر آن را بمعنى طرف بگيريم چنان كه در مجمع و المنار گفته آنوقت قبله مسجد الحرام است نه فقط كعبه و اگر بعض معنى كنيم شامل ابعاض مسجد الحرام از جمله كعبه خواهد شد . بعقيدهء الميزان شطر بمعنى بعض است و شطر مسجد الحرام كعبه است و اينكه « فولّ وجهك الكعبهء » يا « فولّ وجهك البيت الحرام » نيامده مقابله با قبلهء سابق مراد است كه آن هم شطر مسجد اقصى يعنى همان سنگ معروف بود . پس شطر مسجد الاقصى به شطر المسجد الحرام كه كعبه باشد تبديل شده است . باقى مطلب در « قبله » ديده شود . شطط : تجاوز از حد و اندازه ( اقرب ) راغب گويد : از آن با جور تعبير آورده‌اند در نهايه ظلم و دورى از حق گفته است . * ( فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ ) * ص : 22 . ميان ما به حق داورى كن و حكم بجور نكن و از حق دورى منما . * ( لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً ) * كهف : 14 . آنوقت قول باطل و دور از حق گفته‌ايم . شيطان : دور شده . متمرد . اين كلمه به صورت مفرد هفتاد بار و به صورت جمع ( شياطين ) هيجده بار در قرآن مجيد آمده است ( المعجم المفهرس ) و بررسى در آن از چند جهت لازم است : معناى لغوى بعقيدهء طبرسى و راغب و ابن اثير و ديگران نون شيطان اصل كلمه است و آن از شطن يشطن مىباشد شطن چنان كه سه دانشمند فوق و جوهرى گفته بمعنى دور شدن است « شطن عنه : بعد » على هذا شيطان بمعنى دور شده از خير است چنان كه در مجمع البعيد من الخير گفته است .